مرتضى راوندى

761

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

معادل 10 % افزايش يابد . اما بايد خانه‌هايى كه مردم در آن زندگى مىكنند و محلهاى كسب‌وكار و فعاليت آنان نيز 10 % افزايش يابد . بناچار ، بايد براى مدتى ، فعاليتهاى ساختمانى و توليد ابزار و ماشينهاى صنعتى ، به نسبت آنچه براى مرمت و تجديد دستگاههاى موجود كفايت داشت بيش از 10 % اضافه شود . نتيجه آنكه بهنگام افزايش نفوس ، آهنگ ازدياد تقاضاى كالاها و خدمات سريعتر خواهد بود . در اين شرايط ، اگر افزايش نفوس ناشى از فزونى شمارهء زادوولد باشد ، عرضهء كار با آهنگى كندتر از افزايش نفوس ازدياد خواهد يافت ؛ چرا كه كودكان و كهنسالان كار نمىكنند . در نتيجه ، افزايش نفوس نه تنها به ايجاد بيكارى منتهى نخواهد شد بلكه امكانات اشتغال را گسترش خواهد داد . اگر در اين ميان ، كاهشى در آهنگ افزايش نفوس پديدار شود ، يعنى ازدياد جمعيت ادامه يابد ولى با سرعتى كمتر ، فعاليت صنايع مولد كالاهاى مداوم به كندى خواهد گراييد بدون اينكه متوقف شود . » « 1 » پيشى گرفتن غرب بر شرق از آنچه گذشت ، به خوبى پيداست كه اروپا از قرن دهم و يازدهم ميلادى ببعد ، بتدريج ، در راه شهرنشينى و تمدن و فرهنگ جديد پيش مىرفت ؛ در حالىكه در همين ايام ، در آسيا و از جمله در ايران ، تمدنى آميخته از بورژوازى و فئوداليسم ( بورژوافئودال ) وجود داشت . در عهد سامانيان ( 389 - 279 هجرى ) ، يعنى در قرن دهم ميلادى ، ايران و ماوراء النهر دوران شكفتگى فرهنگى علمى و صنعتى و تجارتى را مىگذرانيد . در طى يك قرن ، از بركت امنيت و آرامش نسبى ، در زمينهء انواع پارچه‌بافى ، فلزكارى ، صنايع ساختمان و جز اينها موفقيتهاى بزرگى نصيب مردم اين منطقه گرديد . در عهد غزنويان ، سلجوقيان و خوارزمشاهيان ، با وجود حمله‌هاى مكرر اقوام وحشى و زدوخوردهاى فئودالى ، فعاليتهاى صنعتى ، تجارى و فرهنگى كمابيش ادامه يافت . تا اواخر دورهء خوارزمشاهيان ( 628 - 490 هجرى ) ، يعنى تا قرن سيزدهم ميلادى ، ايران و ديگر ملل اسلامى ، از جهات مختلف اقتصادى و اجتماعى ، وضع مناسب و متعادلى داشتند . ولى از حملهء مغول ببعد ، در نتيجهء جنگهاى پىدرپى متجاوزان و خونريزيها و قتل و غارتهائى كه تا استقرار سلسلهء صفويه كمابيش ادامه يافت ، مردم روى امنيت و آرامش نديدند و در نتيجه ، صنعت و پيشرفتهاى فنى و فرهنگى كه بيش از هرچيز به ثبات و راحتى فكر و خيال نيازمند است ، از اين دوره ببعد ، متوقف گرديد . و در بسيارى از رشته‌ها رو به انحطاط نهاد . بنابه نوشته‌هاى مقدسى ، اصطخرى ، ابن حوقل ، ناصرخسرو و عده‌اى ديگر از جهانگردان و جغرافيدانان اسلامى ، از قرن چهارم تا هفتم هجرى ( قرن دهم تا سيزدهم ميلادى ) ، در طبرستان ، فارس و خوزستان ، دستگاههاى پارچه‌بافى ، قاليبافى ، گليم‌بافى ، پرده‌بافى ، به مقدار زياد ، وجود داشته ؛ و در اين كتابها ، بتفصيل ، از وسعت دامنهء صنايع دستى در ايران سخن رفته و احتياج به تكرار نيست .

--> ( 1 ) . همان . ص 40 - 38 .